بار خدايا ، آتش عشق چقدر سوزنده است و سوزنده تر از آن اينكه نتواني فرياد بر آري و بگويي سوختم . آه سوختم . بار خدايا ، آتش عشق چه بي رحمانه مرا احاطه كرده است . عشق حتي به من فرصت به خود آمدن را نمي دهد ، كاش حداقل طعم وصال را چشيده بودم . در فراق به فراق رسيدم و حتي رنگ وصال را هم نديدم . از وجودم تنها جسمي خاكي بر جاي مانده و قلب و روانم به تاريكي برده شد . در تهي بودنم به دنبال قلب شكسته ام مي گردم . سراغش را از كه بگيرم ؟ از كه ؟ قلب به آتش ( شراره ) برده ام را چه كسي به من باز مي گرداند ؟ در دل هوای با تو بودن ؛در سر هوای تو را دیدن بی تو روزهای من ؛ستوه و تنهایی؛بعد از تو پنجره غمگین است بی تو چه میماند ؛غوغای خاطره ها و سرود سوگ من بی تو خاطره هاو سراب دیدارت بی تو سال من قرنی ؛ساعتم سالی است شاید بعد ازمن خاطره ها میماند بی تو هر آوازی یاد تو و دردپاییز است بی تو فصل پاییز است و این بی تو بودن یک حقیقت تلخ است که باید بپذیرم و من از این حقیقت تلخ نمی گریزم شاید می سازم وشاید می سوزم و شاید چقدر شيرين است با تو بودن،در آغوش تو آرام گرفتن،با بوسه اي از لبانت به اوج عشق رسيدن.. زندگي ام فقط با تو زيباست،تويي که دنياي من،وجود مني..تويي که تنها دليل تپيدن قلب مني.. هر لحظه که مي گذرد بيشتر به زيبايي عشقمان پي مي برم..به راستي که عشق ما،زيباترين عشق دنياست..ما با هم کامل مي شويم،فقط در کنار هم معنا پيدا مي کنيم..با هم به شيريني زندگي پي مي بريم،با هم زندگي مي کنيم،با هم به اوج عشق مي رسيم..تا هميشه! عزيز دلم!بودن تو بودن من است.. فقط مي توانم بگويم:بي نهايت تر از بي نهايت عاشقتم!![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


