اشک جدایی
همه چیز برای تو بود ؛ همه چیز هنوز برای توست . تمام جانم ؛ جسمم ؛ تمام افکارم ؛ تمام لحظه های این انسان پر است از آینده ای که می خواهد برای تو بسازد . تو این را می دانی ؛ نه ؟ ای کاش با من صمیمی تر بودی این تنها خواسته من است از تو در مقابل تمام زندگیم که به تو دادم . هرگز شک نکن ؛ می پرستمت ... [ آن چنان عاشق تو ؛ آن چنان دل تنگ ؛ که حتی توان آن نباشد که نوشت ... میذارم تو سرخی کبود دشت سر به راهی که نداره ؛ بازگشت با دلی خون و با قلبی نا امید تو افق میرم ؛ تا میشم ناپدید
نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت
12:25 توسط اشک| |
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت
12:56 توسط اشک| |
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



