در جواني غصه خوردم هيچ كس يادم نكرد در قفس ماندم ولي صياد آزادم نكرد آتش عشقت چنان از زندگي سيرم كرد آرزوي مرگ كردم مرگ هم يادم نكرد کشت ما را غم بی نفسی تا که رفته ایم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست زندگی با آدمهاش برای من یه قصه بود توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون توی شب صدایی به جز گریه بی صدا نبود نمی خوام مثل همه گریه کنم دیگه گریه دلو وا نمی کنه قصه های پشت این پنجره ها غمو از دل جدا نمی کنه قصه ماتم من هر چی که بود هر چی که هست قصه ماتم قلب خسته یه آدم وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم از غم وغصه هر چی بگم بازم کمه " دل می رود ز دستم صاحب دلان خدارا" تقدیم به همه اونایی که یه جورایی پاگیر شدند. از خیابان گیج لحظه ها تنها همین خط ممتد باقیست . چرا برای من همیشه لبریز هر کوچه ای بن بست بود؟ کجاست دقایق حادثه آوار چرا تنها سنگینیش به جاست کاش میدانستم کدام شبگرد عاشق نفرینم کرد که بی حادثه مرگ اینهمه سبزه و گل و درد و شکستن را تفسیر میکنم. پاهای بودنم شرم دارند از نفس . پس کی مرگ به ضیافت نفسهای خسته ام می آید . تنها همین آرزو باقیست . خدایا با کدام زبان فریاد زنم فرشته مرگ کجاست؟ باور بکن این شهر جای زندگی نیست این تیر دلها از شقایق سر بریدند دیگر کسی اهل دعا ،اهل صفا نیست چشمی دگر از ترس داور غرق نم نیست هر رادمردی با غم و غصه غرین است دیوار های شهر را غم گرفته چند تا اس ام اس عاشقانه ........................................................................ عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست . ادامه مطلب در دلم حیاط خلوتی است غرق در سکوت مثل لحظه های خواب هر غروب وقت گرگ و میش پنجره خیره میشم به آسمان رو به انتهای آفتاب آن زمان از خودم هزار بار دور می شوم می روم ته حیاط خلوت دلم مثل روزهای اول رسیدم خالی از غرور می شوم حرف می زنم با غروب . با خدا با تمام آیه ها یک سوال؟... مثل بادبادکی بدون نخ گیر می کند مدام لابلای شاخه های ذهن من کیست صاحب حیاط من . غروب یا که آن خدای خوب.؟ 
![]()
![]()
![]()
تا ناخدایانند جای بندگی نیست
این ها برای آخرت ذلت خریدند
دیندارهای شهر ما در خواب رفتند
اهل نماز و عشق بازی در آب رفتند
دیگر کسی دنبال مردان خدا نیست
بی دین و دنیا در شهر کم نیست
هر اهل دل در شهر ما خانه نشین است
سجاده ها در خانه هایمان نم گرفته![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


